ديباچه:
براي اپ محرم امسال دنبال شعر مناسب مي گشتم اگرچه شعراي زيادي مثل عمان ساماني و حسان ... در اين موضوع شعر گفتن ولي به نظرم هنوز ترجيع بند هاي محتشم حس و حال خاصي داره.
اين اپ رو با يكي از ترجيع بند هاي محتشم شروع مي كنم
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بیسکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی بروز حشر
با این عمل معامله ی دهر چون شد
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

پاورقي:
الف : يادش به خير اولين باري كه به مزار محتشم رفتيم ( 5 سال پيش ) با مهدي بابايي بود كه نزديك بود با موتور ما رو بفرسته زير يك نيسان درب و داغون
ب : در شعار هايي كه در اين مدت شنيدم قشنگ ترين شعار شعاري بود كه از زنده بودن يزيد مي گفت.
ج: عكس ها مربوط به محرم سه سال پيش مي باشد


